|
تــو مــثل چـــگونه دل اســـیرت شــدقســم به شــب نمــی دانــم تــو مــثل شــمعدانی هــاپــراز رازی وزیبــای ومــن درپــیـش چشـمــان تـو مشتــی خــاک گـلــدانــم تــو دریــایـی تــرینــی آبــی وآرام وبــی پــایـان ومـــن مــوج گــرفتــاری اســیر دســت طــوفانــم تــو مثـــل آسمانـــی مـهربــان وآبـــی وشــفاف ومــن در آرزوی قــطــره هــای پـاک بـارانــم تــو دنیــای منـی بــی انتهــا وســاکــت وسـرشــار
دختر: خوشگلم؟ پسر:نه دختر: دوستم داری؟ پسر:نه دختر:اگه بمیریم برام گریه میکنی؟ پسر:نچ دختر اشک تو چشماش جمع شد و پسر بغلش کرد و گفت: تو خوشگل نیستی زیبا ترینی....دوست ندارم عاشقتم.... اگه بمیری برات گریه نمیکنم منم میمیرم....
گفت با من می ماند اما نگفت تا کی؟
..:: دوست دارم............. ::.. قلبم رو شكستی ولی من بيشتر از قبل چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
به نام خالق دو چشمی که عاشقت میکند خسته ام خسته / خسته از هم چیزو همه کس / خسته از هرچه نیست و هست خسته ام از تو که نیستی و حتی از زمستون که همیشه قلب یخی تورو به یاد من میاره
عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعنب ديدني با چشم کور عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لخظهها عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني راه رفتن توي خواب
عشق یعنی مستی ودیوانگی ...عشق یعنی در جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تاسحر... عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به در اویختن... عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا...عشق یعنی مستی ودیوانگی عشق یعنی در جهان بیگانگی ...عشق یعنی شب نخفتن تاسحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر... عشق یعنی سر به در اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن... عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن ...عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن ...عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار... عشق یعنی دیده بردر دوختن عشق یعنی در فراقش سوختنشدن... عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن ...عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار... عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بردر دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن
چندیست که از عشق نا امیدیم و به هم رسیدن را محال میدانیم ! چندیست که در حسرت عشق اشک میریزیم اما نمیدانیم که همان اشکها برای ما یک حسرت است ! چندیست که برای همیم اما دور از هم ، نمیدانیم که چه فرداهایی در انتظار ماست! ای فرشته مهربانم برای پرواز دیر نیست ! بالهایت را باز کن ، بیا و در همین آسمان آبی پرواز کن! پرواز کن تا به سقف آبی آسمان برسی و بر آن بوسه بزنی و بگویی من هنوز هم امیدوارم ! چندیست که در حسرت عشق نشسته ایم ، اما نمیدانیم که عشق نیز در حسرت ماست!دیگر برای عاشق نشدن دیر است زیرا ما اینک یک دلداده ایم! آسمان را بنگر ، شوق پرواز در پرنده های عاشق را بنگر ، حالا تو نیز پرواز کن ! ای بهترینم برای به هم رسیدن دیر نیست ،بیا تا عمرمان به سر نرسیده و هنوز دلهایمان پر از شوق عاشقیست باهم پرواز کنیم! بیا تا هنوز شور و شوق پرواز در دلهایمان است ، پرواز کنیم! بیا تا از عشق هم نمرده ایم قلب آبی آسمان عشق را فتح کنیم! برای پرواز دیر نیست ، هنوز هم میتوانیم خوشبخترین باشیم! چندیست که با هم هستیم ولی تنهاییم، من در این سو به یادت خوشبختم و تو نیز در آن سو از دلتنگی ام گریانی ! دلتنگی ها را از دلت رها کن ، اشکها را از گونه هایت پاک کن و پرواز کن ، زیرا برای به هم رسیدن دیر نیست ! روزی خواهد آمد که با هم در آسمان خوشبختی پرواز خواهیم کرد ، تا اینبار همه ما را با حسرت بنگرند ، نه اینکه ما با حسرت به هم بنگریم! برای پرواز دیر نیست ، هنوز هم شوق پرواز در دلهایمان باقیست.
هر جا که باشم ، همینم ! یک عاشق! هر جا که باشم ، دور از تو یا در کنار تو ، همینم ! یک مجنون ! فرقی ندارد کجا باشم ، چه کسی باشم یا در چه حالی باشم ، من همینم ، یک دلداده ! نه برای کسی هستم ، نه برای خودم ، من تنها برای تو هستم ! برای تو هستم و برای تو خواهم ماند ! مهم نیست که یک دیوانه ام ، مهم نیست که لحظه به لحظه دلتنگم ، مهم این است که دوستت دارم! هر جا که باشم به یادت هستم ، یاد تو تکرار لحظه های زیبای عاشقیست ! لحظه های من پر از عشق است ، تکرار آن پر از جنون و دیوانگیست ! فرقی ندارد تو مرا بخواهی یا نخواهی ، فرقی ندارد تو مرا دوست داشته باشی یا نداشته باشی ،مهم این است که من تنها تو را میخواهم ! هر جا که بروی به دنبالت می آیم ، به من بگویی نیا ، باز می آیم! می آیم تا به تو برسم ! هر جا که باشم ، همینم ، یک عاشق ! عاشقی که دیگر هیچ چیز برایش مهم نیست و تنها تو برای او با ارزشی! زندگی را با تمام زیباییهایش بدون تو نمیخواهم! زندگی را با تمام سختی هایش تنها با تو میخواهم! هر جا که باشی ، من هستم ، دنبال من نگرد ، من در قلبت هستم ! آری آن لحظه که درهای قلبت را به روی من بستی من در کنج قلبت خانه کرده ام ! حالا اگر میخواهی این خانه را ویران کن ، من حتی در ویرانه قلبت نیز زندگی خواهم کرد ! نه دیگر من از قلبت بیرون نمیرم ! هر جا که باشم ، جای من در قلبت است عزیزم !
آری این چنین است قاعده ی زندگی....تنها شدن آری این چنین است... گویی هر روز بزرگتر میشوی!!!! شبی آرزو کردم همه چیزتمام شود به هر قیمتی .....میفهمی؟ به هر قیمتی.... اما انصراف هم جسارت میخواست که من نداشتم..... پس ماندم و تنها آرزو کردم که شب بخوابم و صبح زود.... خیلی حرف ها تا لبه ی پرتگاه ذهنم آمدند وچند قدم مانده تا لبه دوباره آرام آرام برگشتند بی انکه سقوط کنند همانجا ماند و وقتی لایه ای از قبار زمان رویشان نشست و کمی کدر شدند رفتند که فراموش شوند.... یا چه میدانم شاید رفتند گوشه ای نشستند تا روزی دیگرغبارشان را پس بزنم و خوب بهشان فکر کنم و سکوت جای همه شان را گرفت وقتی دستانت در حسرت دستانیست که فاصله اش تا تو سه نقطه است از همیشه تنها تری میدانی نوش دارو بعد مرگ سهراب یعنی چه؟ یعنی دل میگیرد و تو نیستی... یعنی دل من پر از حرف است و حرف ها انقدرهمانجا می مانند که در من حل میشوند... فقط به یاد داشته باش روزی نیایی که دیگر خیلی دیر شده باشد و من نباشم!!!
تنهايي من صبورم اما . . . بنویس بنويس پاكي من پاكي نوروشبنمه همه دوست داشتنمو نقطه به نقطه بنويس بنويس قصه زياده ولي كاغذم كمه بنويس نامه نويس بنويس خواستن من شمردني نيست بنويس بنويس دل كه به خاك سپردني نيست بنويس بنويس خسته شدم اونقده خسته كه نگو همه دلتنگي من كه گفتني نيست بنويس بنويس نامه نويس بنويس وقتي تو نيستي انگار چيزي نيست بنويس نامه نويس...
|
About![]()
................................
Home
|